شعر و ادبیات: شعر زیبای وطن امروز از شاعری ناشناس

Translate

شعر زیبای وطن امروز از شاعری ناشناس



وطن امروز اسیر دوسه تا بیوطن است
انهدام وطن از نکبت این چند تن است

آنیکی لاشخورو آندگری جغد سیاه
آنیکی مرده خورو آندگری گورکن است

آن شده پیشنماز چمن دانشگاه
واقعا قصه او قصه خردر چمن است

تا وطن هست بدست دوسه تا تعذیه خوان
همه جا تعذیه قتل حسینوحسن است

عطش قاضی اسلام بنازم که
چنین تشنه خون جوان وبچه ومردو زن است

این چه بوئیست که از زیر عبا می آید
که چنین باعث دلسردی مشک ختن است

سرزمین گل و بلبل به چه روزافتاده
بلبل آن وزغ است و چمن آن لجن است

روزگاری که وطن دست کفن دزدان است
عجبی نیست اگر مرده ما بی کفن است

داده بودند خبر بـتـشکنی می آید
بـتـشکن آمـدو دیـدیم که پیمانـشکن است

حرفهایش همه جزتهمت وفحاشی نیست
واعظ شهرچه با تربیت وخوش سخن است

مذهب مرجع تقلید اگر بی وطنیست
سجده بر خاک وطن مذهبو آئین من است

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر