شعر و ادبیات: شعر زیبای زاغ و روباه از هالو

Translate

شعر زیبای زاغ و روباه از هالو



زاغکی پیتزای قارچ خرید
به دهن برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی


روبه پرفریب حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز

گفت: به به چقدر زیبایی!
چه سری! چه دمی! عجب پایی!

توی حرفش دوید ماده کلاغ
گفت: روباه پیر کرّه الاغ

آن زمانی که عقل من گم بود
سن و سالم کلاس سوم بود

حالی از علم بهره ها دارم
مدرک فوق دکترا دارم

گفت و بر جان روبه آتش زد
پیتزا را به زیر بالش زد

گفت روبه به چیت می‌بالی؟
پیر و زشتی و بی پر و بالی

زاغ تا پز دهد به آن شیاد
بال بگشود و پیتزا افتاد

پیتزا را ربود و خورد آن گاه
گفت با زاغ حضرت روباه:

آن زمان که کلاس سه بودی
بچه ای توی مدرسه بودی

بنده هم درس حوزه می‌خواندم
طلبه بوده روضه می‌خواندم

درس خواندم شبانروز مدام
گشته ام حال حجه الاسلام

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر