شعر و ادبیات: شعر زیبای به ....

Translate

شعر زیبای به ....



نگاه میکنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت
به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حس جنون
به بچه ای که توام ! در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است
صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره
به خوردن دمپایی بر آخرین حشره

به ( هرگز ) ت که سوالی شد و نوشت : ( کدام ؟ )
به دست های تو در آخرین تشنج هام

به گریه کردن یک مرد آن ور ِ گوشی
به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من
به فیلم های ندیده ، به میل خالی من

به لذت رویایت که بر تن ِ کفی ام..
به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعر هایی از ( سعدی )
به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به این همه که در سرم مدام شده
قسم به من ! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعر های خط خطی ام
دوباره بر می گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزه ام در ِ گوشت
دوباره بر می گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رویامان ، به قبل کابوس ِ
دوباره بر می گردم به آخرین بوسه

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر