شعر و ادبیات: شعر خاک از بیژن

Translate

شعر خاک از بیژن



ای کاش وطن زود از این غم به در آید
این شام سحر گردد و این غصه سرآید

این خانه قشنگ است، ولی خانه‌ی من نیست
من خانه به دوشم‌،
این خاک فریباست ولی خاک وطن نیست
در آن به چه کوشم؟


همسایه، زبان من سرگشته نداند
من با که بجوشم ؟
هر در که زنم تا لب خود باز گشایم
پرسند که تو اهل کجایى؟
دانند چه بر روز وطن آمده زین روی
من از تو چه پنهان، غمگین و خموشم .
ای وای چرا هموطن از من بگریزد
هم صحبت و همدرد من از من بگریزد
من با که نشینم، من با که بنوشم ؟
ای کاش وطن زود از این غم به در آید
این شام سحر گردد و این غصه سرآید
تا من به سد امید بگیرم ره خانه
دست از همه دارایى این خطه بشویم
چشم از همه زیبایی این خاک بپوشم
این خانه قشنگ است، ولی خاک وطن نیست
من خانه به دوشم.

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر