شعر و ادبیات: شعر جان گرفته از سهراب سپهری

Translate

شعر جان گرفته از سهراب سپهری



از هجوم نغمه ای بشكافت گور مغز من امشب:
مرده ای را جان به رگ ها ریخت،
پاشد از جا در میان سایه و روشن،
بانگ زد بر من: مرا پنداشتی مرده

و به خاك روزهای رفته بسپرده؟
لیك پندار تو بیهوده است:
پیكر من مرگ را از خویش می راند.
سرگذشت من به زهر لحظه های تلخ آلوده است.
من به هر فرصت كه یابم بر تو می تازم.
شادی ات را با عذاب آلوده می سازم.
با خیالت می دهم پیوند تصویری
كه قرارت را كند در رنگ خود نابود.
درد را با لذت آمیزد،
در تپش هایت فرو ریزد.
نقش های رفته را باز آورد با خود غبار آلود.

مرده لب بر بسته بود.
چشم می لغزید بر یك سرح شوم.
می تراوید از تن من درد.
نغمه می آورد بر مغزم هجوم.

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر