شعر و ادبیات: شعر شب تنهایی از سهراب سپهری

Translate

شعر شب تنهایی از سهراب سپهری



گوش كن دورترین مرغ جهان می خواند
شب سلیس است و یكدست و باز
شمعدانی ها
و صدا دار ترین شاخه فصل ماه را می شنوند

پلكان جلو ساختمان
در فانوس به دست و در اسراف نسیم
گوش كن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریكی نیست
پلكها را بتكان كفش به پا كن و بیا
و بیا تا جایی كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی كلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را مثل یك قطعه آواز به خود جذب كنند
پارسایی است در آن جا كه تو را خواهد گفت :ـ
بهترین چیز رسیدنم به نگاهی است كه از حادثه عشق تر است

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر