شعر و ادبیات: شعر گفت‌وگو با تختی از سیمین بهبهانی

Translate

شعر گفت‌وگو با تختی از سیمین بهبهانی



در جریان مراسمی که از سوی هنرمندان برای زلزله زدگان بم در محل سینما قدس تهران برگزار شده بود، دستخط شعر جدید سیمین بهبهانی در یک حراجی به مبلغ یک میلیون و 400 هزار تومان فروخته شد و این مبلغ به زلزله زدگان اهدا شد. متن شعر جدید سیمین بهبهانی که در مورد زلزله بم است بدین شرح است:
-----------------------------------------

تختی سحر شد، برخیز!
صبح از كران سر برزد
باز این فلك می‌چرخد
باز این زمین می‌لرزد

در سكر رؤیا راهی
تا گور تو طی كردم
بر خوابگاهت دستم، انگشت غم بر در زد
برخیز و این مردم را راهی به كارستان كن
وقت سفر شد آنك خورشید غمگین سرزد
از اشك و از همدردی یك كاروان در پی كن
فرش و گلیم و چادر چیزی اگر می‌ارزد
من، خفته‌ی ‌سی‌ساله؟ سنگم بسی سنگین است
برجای مغزم اینك ماری سیه چنبر زد
آیا به یادم داری؟
آن روز؟ آری، آری
روزی كه مهرت مهری
بر صفحه‌ی دفتر زد
می‌رفتی و دنبالت یك كاروان همدردی
مرغ دعا از لب‌ها
تا آسمان‌ها پرزد
دستان مرد از یاری
جوینده در همیان شد
زن آتش بیزاری
در طوق و انگشتر زد
بر دردها درمان‌ها
از سوی یاران آمد
بر زخم‌ها مرهم‌ها
دستان یاریگر زد...
ای خفته سی‌ساله
برخاستن نتوانی
باید دم از این معنا
با تختی دیگر زد
ای تختیان برخیزید
با روح تختی همدل
وقتی هزاران كودك
درخون خود پرپرزد...

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر