شعر و ادبیات: شعر اتاق خالی از مسعود فردمنش

Translate

شعر اتاق خالی از مسعود فردمنش



من بدنبال اطاقی خالی روزها می گردم
تا از اینجا بروم

من بدنبال اطاقی خالی ؛ کز دل پنجره اش
عطر گل بوته شبنم زده ای می گذرد
کز دل پنجره اش
ناله و سوز نی غمزده ای می گذرد
روزها میگردم
تا از اینجا بروم

من بدنبال گلیمی ساده
سقفی از چوب و حصیر
سر دری افتاده
من بدنبال هوای خنک آزادی
و دری پنجره ای باز به یک آبادی
روزها می گردم تا از اینجا بروم
من بدنبال هوایی نه چنین آلوده
روزگاری نه چنین افسرده
روزهایی نه چنین پژمرده
روزها می گردم
تا از اینجا بروم
من بدنبال اطاقی خالی روزها میگردم
کز سر کوچه آن
جوی آبی ؛ چشمه ای میگذرد
که مرا عصر به عصر
به تماشا ببرد
کاش که پیر زنی
صاحب یک بز پیر
با دو تا مرغ و خروس
و سگی بازیگوش
کاش همسایه دیوار به دیوار اطاقم باشد
کاش که توی حیاطش باشد
دو سه تایی ز درختان بلند
چند تایی نارنج
و چناری که کلاغی هر روز
به سراغش برود
و من
هر روز
به عشق گل روشان
بروم پنجره را باز کنم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر