شعر و ادبیات: شعر ارزش انسان از حمید مصدق

Translate

شعر ارزش انسان از حمید مصدق



دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد رویید
در هوای عفن آواز پرستو به چه كارت آید ؟

فكر نان باید كرد
و هوایی كه در آن
نفسی تازه كنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا كه همه مزرعه دلها را
علف هرزه كین پوشانده ست
هیچكس فكر نكرد
كه در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
كه چرا سیمان نیست
و كسی فكر نكرد
كه چرا ایمان نیست و زمانی شده است
كه به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر