شعر و ادبیات: داستانی کوتاه و آموزنده از عمر صد ساله

Translate

داستانی کوتاه و آموزنده از عمر صد ساله



شخصی نزد پزشک رفت و از او خواست معاینه اش کند و ببیند آیا مانند پدرش صد سال عمر خواهد کرد یا خیر .
پزشک پس از معاینه پرسید :« چند سال دارید ؟»
مرد پاسخ داد : « پنجاه سال .»
پزشک : « به مسافرت و گردش و یا ورزش علاقه مند هستید ؟»
مرد : « نه به هیچ وجه .»


پزشک : « اهل مطالعه هستید ؟»
مرد : « خیر . »
پزشک : « آیا برنامۀ آموزشی خاصی برای آینده تان دارید ؟»
مرد : « خیر.»
پزشک : « چه نقشه و برنامه ای برای خود دارید ؟»
مرد : « چیز خاصی به ذهنم نمی رسد.»
پزشک عصبانی شده و به مرد می گوید : « پس آقا تشریف ببرید و همین امروز بمیرید ! عمر صد سال را برای چه می خواهید ؟!»

شما چند سال از خدا عمر میخواین؟ اصلا نقشه و برنامه ای برای خودتون دارین؟ :)))

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر