شعر و ادبیات: داستانی کوتاه و آموزنده از بودا و مرد فقیر

Translate

داستانی کوتاه و آموزنده از بودا و مرد فقیر



روزی مرد فقیری از بودا سوال کرد "چرا من اینقدر فقیر هستم؟
بودا پاسخ داد: چونکه تو یادنگرفته ای که بخشش کنی
مرد پاسخ داد : من چیزی ندارم که بتوانم از آن بخشش کنم!


بودا پاسخ داد: چرا! محدود چیزهایی داری! یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی، یک دهان که می توانی از دیگران تمجید کنی، یک قلب که می توانی به روی دیگران بگشایی، چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیات خوب نگاه کنی، یک بدن که با آن می توانی به دیگران کمک کنی.. در واقع هیچ یک از ما هرگز فقیر نیست. فقر واقعی فقر روحــــی ست..

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر