شعر و ادبیات: داستان کوتاه و خواندنی دیوانه کیست؟!!

Translate

داستان کوتاه و خواندنی دیوانه کیست؟!!



برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستان‌های روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غُلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می‌دادند!

وارد حیاط بیمارستان که شدیم، جایی بود آرام و پر درخت و اثری هنری روی دیوار به چشم می خورد. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت و گو میکردند. بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید.


پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می کرد. نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند. ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی این طرف دیوار است یا آن طرف دیوار؟!

در حقیقت بالا رفتن آگاهی باعث؛ سکوت، فهم، عشق، خوب دیدن، خوب شنیدن، غر نزدن، بخشش و بزرگ شدن می شود.
مدرسه، جامعه، فرهنگ و مدنیت به کودک می گویند؛ فکر کن بدون استفاده از دستانت! کارهایی کن بدون فکر و سرت! گوش کن و حرف نزن! درک کن بدون لذت!
با وجود این اوصاف به نظر شما دیوانه کیست؟ :)))

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر