شعر و ادبیات: شعری در رثای خمينی خونخوار

Translate

شعری در رثای خمينی خونخوار



چرا ایران تورم كرده بیداد
امید مردمان را داده بر باد

گرانی همره فقر ستم كار
زده ضربت به جان مردم زار

نمانده مردمان را حال و قوت
میان درد وغم ماندند و خفت

نه علم و دانش ایران ارجمند است
نه دین و عقل را كس پای بند است

بهای آجر و آهن فزون تر
ز جان مردم پاكیزه گوهر

ز اسلام خمینی آنچه خیزد
فساد و گند از آن همواره ریزد

ندانستم كه او كان فساد است
به هر جا میرود كارش عناد است

نكرده عاشقی و عشق ورزی
خرابی جسته غرق كینه ورزی

جوانان وطن سرزنده بودند
همه شیر یله جنگنده بودند

جوانان فنا داده خمینی
بنابودی كشانده عرق دینی

بدند مردم پی دینی و شاهی
نه شاهی مانده دین گشته تباهی

به شرق و غرب عالم بود نوكر
نه شرقی بود نه غربی تازه نوبر

ز مسكو وتل آویو و واشنگتن
خربده اسلحه صد ها هزار تن

مسلمانان دنیا را بكشته
نه یك كشته هزاران كرده پشته

بنام دین مسلمان كرده كشتار
شریك جرم او صدام بد كار

خمینی ضربه بر روح محمد
بكشته امت و دین محمد

همه اخلاق اسلامی فنا شد
خشونت حق كشی اسلام ما شد

همه سرمایه ملت هدر رفت
برای حق كشی در كار شر رفت

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر