شعر و ادبیات: شعر دلم خون شد از فریناز

Translate

شعر دلم خون شد از فریناز



دلم خون شد
 چه آشفته
 چه دیوانه
 چه داغون شد
 یکی گل بود
 بردندش


 به سوی میله های زجر و بی خوابی
- "فدای تو!؛ چرا اینگونه بی تابی؟"
 * "یکی از یار عاشقها
 یکی مهر دگرگونه؛ یکی..."؛
 مجنون مجنون شد
 دلش خون شد
 چه آشفته
 چه داغون شد
 صدا تابی نمی آورد
به زنجیر تحمل بستمش
آری
 و این افکار بی چاره
 که یکباره
 به این دیوار و آن دیوار
تن را میکنند پاره
 به اجبار و تمرکز دادمش کاری
 بیا آرام باش ای دل
 بیا ساکت بمان آواز
 که این شب هم برفت و صبح شد آغاز
و من بیدار هستم باز
 خرداد 1384 فری ناز آرین فر

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر