شعر و ادبیات: شعر طوفان از عبدالرضا حيدری

Translate

شعر طوفان از عبدالرضا حيدری



من غنچه ای اسيرم
در سرزمينِ تکبير

من قطره ای از آبم
در منجلابِ تزوير


من ذره ای غبارم
در تنگ بادِ تقدير

من آدمی حقيرم
در بندِ زور وُ تزوير

من اندکی پشيزم
با کوله بارِ تقصير

اما بس است برايم
اين دينِ شوم وُ تکفير

تهديد نميپذيرم
حتی بنامِ تقدير

ای ذره های ايران
ای قطره های باران

در هرکجا که هستيد
با يکدگر و يکجا

موجی بپا بداريم
کوهی بنا گذاريم

گردبادِ تلخِ دين را
طوفان سپر نماييم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر