شعر و ادبیات: شعر علی از همای وحشت از م فرزادی

Translate

شعر علی از همای وحشت از م فرزادی



علی ای همای وحشت تو چه آفتی خدا را
که به نیزه ها کشیدی سر و گردن جدا را

به خدا که در دو عالم اثر از بشر نماند
چو علی بریده باشد رگِ گردن بقا را !


به جز از علی که هفتصد سرِ بیگناهِ بدبخت
ببُرد به تیغ شمشیر نفس غریبه ها را ؟

به جز از علی که دارد به دو سرْ جلای ساتور
که به حکم مصطفایی ببریده دست و پا را

چو به قتل ، شرط بندد ز میان بی شرمان
چو علی که میتواند بزند سر و قفا را!!!

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر