شعر و ادبیات: شعر بدرود از احمد شاملو

Translate

شعر بدرود از احمد شاملو



برای زیستن دو قلب لازم است

قلبی که دوست بدارد ؛ قلبی که بپذیرد

قلبی که بگوید ؛ قلبی که جواب بگوید

قلبی برای من , قلبی برای انسانی که من می خواهم

تا انسان را در کنار خود حس کنم

دریاهای چشم تو خشکیدنی است

من چشمه ای زاینده می خواهم

پستانهایت ستاره های کوچک است

آن سوی ستاره من انسانی می خواهم

انسانی که مرا بگزیند

انسانی که من او را بگزینم

انسانی که به دستهای من نگاه کند

انسانی که به دستهایش نگاه کنم

انسانی در کنار من

تا به دستهای انسانها نگاه کنیم

انسانی در کنارم , آینه ای در کنارم

تا در او بخندم , تا در او بگریم

خدایان نجاتم نمی دادند

پیوند ترد تو نیز نجاتم نداد

نه پیوند ترد تو , نه چشم ها و نه پستانهایت و نه دستهایت

کنار من قلبت آینه ای نبود

کنار من قلبت بشری نبود ...

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر