شعر و ادبیات: داستان کوتاه و آموزنده گنجشک و آتش

Translate

داستان کوتاه و آموزنده گنجشک و آتش



گنجشکی به آتش نزدیک میشد و برمیگشت

پرسیدند:چه میکنی؟

گفت:دراین نزدیکی چشمه هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش میریزم

گفتند:حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد

گفت:شاید نتوانم آتش خاموش کنم،اما هنگامیکه خداوند پرسد:

زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟

پاسخ میدهم:هر آنچه از من بر می آمد...

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر