شعر و ادبیات: شعر امروز از شاعری ناشناس

Translate

شعر امروز از شاعری ناشناس



امروز نه آغاز ونه انجام جهانست.
ای بس غم وشادی که پس پرده نهانست

گر مرد رهی غم مخور از دوری دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمانست


آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شودآن رود که پیوسته روانست

از داد و ودادآنهمه گفتندونکردند
یارب چقدرفاصله دست وزبانست.

دل برگذر قافله لاله وگل داشت
این دشت که پامال سواران خزانست.

روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل ولاله کران تا به کرانست.

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر