شعر و ادبیات: داستان ضرب المثل ما پوستین ول كردیم ، پوستین ما رو ول نمی كنه!

Translate

داستان ضرب المثل ما پوستین ول كردیم ، پوستین ما رو ول نمی كنه!



ضرب المثل
ما پوستین ول كردیم ، پوستین ما رو ول نمی كنه!

سیلابی از كوهستان جاری شده بود و از رودخانه می گذشت . مرد بی نوائی از آنجا عبور می كرد ، چیزی در آب شناور دید و فكر كرد خیك یا پوستینی در آب شناور است .

مرد لخت شد و خودش را به آب زد به این امیدكه آنرا بگیرد و با فروشش چیزی برای خود بخرد .


ولی آنچه سیلاب آورده بود نه پوستین بود و نه خیك روغن ، بلكه یك خرس زنده بود كه در سیلاب گرفتار شده بود !
خرس دست و پا می زد تا دستش را به چیزی بند كند . همین كه مرد نزدیك شد و دستش را دراز كرد كه پوستین را بگیرد ، خرس برای نجاتش به او چسبید . مردم دیدند كه مرد نیز همراه سیل پیش میرود فریاد زدند : اگر نمی توانی پوستین را بیاوری ولش كن و برگرد .
مرد جواب داد : بابا ، من پوستین را ول كردم ، پوستین مرا ول نمی كند .

این مثل هنگامی استفاده میشود كه فردی به امید سودی در كاری دخالت كند و در آن گرفتار شود . و اگر كسی به او نصیحت كند كه از خیر این كار بگذر برای دفاع از خود این مثل را استفاده می كند .

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر