شعر و ادبیات: داستان چهار مهندس

Translate

داستان چهار مهندس



چهار تا مهندس برق، مكانیك، شیمی و كامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت بودن كه یهو ماشین خراب میشه. خاموش میكنه و دیگه هر چی استارت میزنن روشن نمیشه.
میگن آخه یعنی چی شده؟

مهندس برقه میگه: احتمالاً مشكل از مدارها و اتصالاتو سیم كشی هاشه. یكی از اینا یه ایرادی پیدا كرده.

مهندس مكانیكه میگه: نه بابا، مشكل از میل لنگ یا پیستوناشه كه بخاطر كار زیاد انحراف پیدا كرده.

مهندس شیمیه میگه: نه، ایراد از روغن موتوره. سر وقت عوض نشده، اون حالت روان كنندگیشو از دست داده.

در اینجا میبینن مهندس كامپیوتره ساكته و هیچ چی نمیگه. بهش میگن: تو چی میگی؟ مشكل از كجاست؟ چیكارش كنیم درست شه؟

مهندس كامپیوتره یه فكری می كنه و میگه: نمیدونم، ولی بنظرم پیاده شیم، سوار شیم شاید درست شده باشه!!!

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر