شعر و ادبیات: شعر باز باران ...

Translate

شعر باز باران ...



باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه ...

خانه ام کو خانه ات کو ؟

آن دل دیوانه ات کو ؟

روزهای کودکی کو ؟

فصل خوب سادگی کو ؟

یادت آید روز باران ..

گردش یک روز دیرین ، پس چه شد ...

دیگر کجا رفت ؟

خاطرات خوب و رنگین ....

در پس آن کوی بن بست ! در دل تو آرزو هست ؟

کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز....

یاد یاران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد ......

باز باران ...

باز باران ! بی ترانه ، بی بهانه ، شایدم گم کرده خانه ....

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر