شعر و ادبیات: داستان کوتاه از چه‌گوارا و پرستش خدا

Translate

داستان کوتاه از چه‌گوارا و پرستش خدا



نماینده آمریکا در سازمان ملل :
ما شنیده‌ایم که شما در کشورتان به خدا اعتقاد ندارید ؟

چه‌گوارا :

من کشور و وطن خاصی ندارم .

وطن من هرجایی‌ست که انسان در آن‌جا آزاد باشد .

من به انسان و آزادی بشر اعتقاد دارم .

زمانی که کودکی برای درمان پای شکسته‌اش

باید ۲۰۰ کیلومتر راه را طی کند تا به بیمارستان برسد

ضمن آن‌که نمیتواند هم طی کند ،

من هیچ وقتی برای فکر کردن به خدا ندارم !....

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر