شعر و ادبیات: شعر خزر مال ایرانیان است و بس از هادی خرسندی

Translate

شعر خزر مال ایرانیان است و بس از هادی خرسندی



چو رستم درآمد به مازندران
نظر کرد بر آب دریای آن

بخواندی بر آن گستره آفرین
بگفتا چه استخر خوبی‌ست این

بهین عورت خود به مایو سپرد
در آن بخش مردانه‌اش غوطه خورد

پس آنگه صدایش به گردون بخاست
که دریای مازندران مال ماست

نخواهیم یک قطره دادن به کس
خزر مال ایرانیان است و بس

نه تاجیک و ارمن، نه ترک و نه روس
نشاید که خود را نمایند لوس

نگردد خزر هیچ تقسیم و پخش
وگر شارگ من رود یا که رخش

بیارم دلایل فراوان بسی
که جز ما، خزر نیست مال کسی

خزر ماهی و خاویار آورد
پس آن خاویارش دلار آورد

که چون احتیاج است ما را به پول
شریکی نداریم بر آن قبول

همانا که بر طبق فهرست و لیست
ز ما مستحق‌تر به وللاهه نیست

تهمتن و ضرورت ملی تصاحب خزر

تهمتن درآورد فهرست خویش
موارد بدین‌گونه آورد پیش:

دلیل یکم: شیخ‌الاسلام (جیم)
یکی بنز دارد ز عهد قدیم

گذشته دو سه ماهی از عمر آن
نگردیده تعویض تا این زمان

دلیل دو: این شیخ‌الاسلام (شین)
بباید به آلمان رود یا به چین

دوباره بواسیر او کرده عود
که باید عمل کرد و بنمود گود

دلیل سه: این شیخ‌الاسلام (نون)
ندیده است هنگ‌کنگ را تا کنون

همی بایدش رفتن ِ این سفر
زنش هم نباید شود با خبر

خلاصه که بسته به شانس است این
اِمرجنسی و اورژانس است این

دلیل چهارم: یکی از شیوخ
کند همسرش تازگی آخ و اوخ

که خسته شده روحش از آسیا
یکی قصر خواهد به اسپانیا

دلیل دگر: شیخ‌الاسلام (کاف)
موفق نبوده به شام زفاف

بباید درآید رگ از پای او
نمایند (بای پاس) به آنجای او

تهمتن: بحر خزر، بیت‌المال ملت است!

تهمتن در اینجا نفس تازه کرد
به سینه بزد مشت و خمیازه کرد

بگفتا مفصل بود شرح خرج
به فهرست من مختصر گشته درج

بهرحال دارم هزاران دلیل
همه با همین سبک و از این قبیل

در اثبات این نکته از هر نظر
کز اموال خلق است بحر خزر

مخارج به سوی فزونی که رفت
کفافش نباشد فقط پول نفت

هزینه نیاید اگر از خزر
چه خاکی کند خلق ایران به سر؟

مگر خیل مستضعف بینوا
تواند بپردازد این خرج‌ها

کجا می‌تواند فلان برزگر
فلان کارمند و فلان کارگر

دهد پول این کارهای ضرور؟
چه بهتر ز دریا نمائیم جور

که بر قشر محروم و خدمتگزار
از این بابت اصلا نیاید فشار

بداند به یاری اسلام ناب
درآریم خرجش ز دریای آب

تهمتن چنین گفت و برپشت خر *
نشست و همی غیب شد از نظر

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر