شعر و ادبیات: شعر دین از عبدالرضا حيدری

Translate

شعر دین از عبدالرضا حيدری



چرا دینِ خدا، خون وُ سیاهی ست
چرا آزادگی، دود وُ تباهی ست

چرا مَردِ خدا، عمامه دارد
چرا در دستِ خود تازیانه دارد

چرا روح خدا، ملعون خمینی ست
چرا این دینِ او، دینی حسینی ست

چرا عدلِ علی، شمشیر دارد
چرا آزادگی، تكبیر دارد

چرا حقِ زنان، سنگسار باشد
چرا آزادگی، بر دار باشد

چرا این سرزمینِ باستانی
چپاول گشت، زِ این مردانِ جانی

چرا كشتند وُ سوزاندند وُ بُردند
چرا میهن، بدستِ ظلم سپردند

چنین ظلمی، نه چنگیز قادرش بود
چنین كفری، نه شیطان باعثش بود

وَ اکنون، حکمِ ایزد را نِگر کُن
وَ در این راهِ پاک، با ما گُذر کُن

بدان، فرمانِ ایزد اینچنین است
كه تا ظلمِ عرب، در سرزمین است

نفس بر فردِ ایرانی حرام است
نجاتِ سرزمین، راهش قیام است

كنون ای هموطن وقت قیام است
زمان خیزش شیر ژیان است

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر