شعر و ادبیات: شعر نازنین از احمد شاملو

Translate

شعر نازنین از احمد شاملو



دهانت را می بویند
مبادا كه گفته باشی دوستت میدارم
دلت را می بویند
روزگار غریبیست نارنین

و عشق را كنار تیرك راه بند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد
در این بن بست كج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مكن
روزگار غریبیست نارنین
آنكه به در میكوبد شبا هنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید كرد
آنك قصابانند بر گذرگاه ها مستقر
با كنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبیست نارنین
و تبسم را بر لبها جراحی میكنند و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد
كباب قناری بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبیست نارنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید كرد...

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر