شعر و ادبیات: شعر زیبای نوید سحر از شمشاد

Translate

شعر زیبای نوید سحر از شمشاد



تو كه در سیاهی شب ز طلوع و صبح خواندی
تو كه این قفس شكستی و پـرنده را رهاندی

تو كه از امـید گفتی ز سـحر نـوید گفتی
به هـزار روی گـریان گل خـنده را نشاندی

تو كه اینچنین نـكویی غزلی فرشـته رویی
تو كه تشنگان خون را به دیار دل كشاندی

تو كه با تفنگ چـوبی به مصـاف دیـو رفتی
تو كه در كویر مـرده دم زندگی فشـاندی

تو كه زخم باد و طوفان به مقاومت كشیدی
تو كه از بلا و فتـنه نرمـیدی و بـماندی

تو كه این همه نمودی تو كه این همه كشیدی
ز چه رو سـپاه یاران سوی دشمنان نراندی

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر