شعر و ادبیات: شعر در بیست و دومین سال تبعید از هادی خرسندی

Translate

شعر در بیست و دومین سال تبعید از هادی خرسندی



در این بیست و دو سالی که گذشت از عمر تبعیدم
چنان غرق  وطن بودم که غربت را نفهمیدم

در اینجا من خبرهای وطن را زندگی کردم
وز آن اخبار گاهی گریه کردم ، گاه خندیدم


نماز وحشت هر جمعه را با مردمان بودم
تمام هفته از حرف امام جمعه ترسیدم

در اینجا من همه روزه به زندان اوین رفتم
همه شب بابت هر ضربه شلاق نالیدم

چه روزانی که از تکفیر اسلامی هراسیدم
چه شبها که از هراس بمب صدامی نخوابیدم

اگر آتش گرفت آن سرزمین ، من سوختم اینجا
در آنجا زلزله آمد ، اگر من نیز لرزیدم

رهایی ، دوری جغرافیایی نیست همبندان
جهان کوچکتر است از آن که من در نقشه ها دیدم

کسی گر گفت رفتی بار خود بستی نمی داند
که من دار و ندارم را به نادانیش بخشیدم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر