شعر و ادبیات: شعر مست و هوشیار از پروین اعتصامی

Translate

شعر مست و هوشیار از پروین اعتصامی



اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف  اعتصام الملک و مادرش اختر فتوحی بود. او در زمانی زاده شد که جنبش مشروطه تمام شالوده جامعه و از جمله ادبیات را تحت تأثیر خود قرار داده بود.
اعتصام الملک پدر پروین از نویسندگان و مبارزان دوران مشروطه بود. پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه امریکایی‌ها فراگرفت. به تشویق ملک‌الشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را منتشر کرد.

پروین اعتصامیاو در دوران شکل گیری جنبش زنان در ایران در کانون این جنبش قرار داشت و برای تغییر وضعیت زنان تلاش می‌‌کرد. او نخستین شعر خود را درباره زنان در جشن دانش‌آموختگی مدرسه ال بیت خواند.
پروین از نخستین زنانی بود که در دوره‌ای که زنان اجازه حضور در عرصه اجتماعی یافتند به کار دولتی اشتغال پیدا کرد و در کتابخانه وزارت فرهنگ (معارف  آن‌زمان) به کار مشغول شد.
وی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در اثر بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم حضرت معصومه در قم به خاک سپرده شد.

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ؛ ای دوست , این پیراهن است افسار نیست

گفت ؛ مستی , زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت ؛ جرم راه رفتن نیست , ره هموار نیست

گفت ؛ می باید تو را تا خانه قاضی برم
گفت ؛ رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت ؛ نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
گفت ؛ والی از کجا در خانه خمار نیست

گفت ؛ تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب
گفت ؛ مسجد خوابگاه مردم بد کار نیست

گفت ؛ دیناری بده پنهان و خود را وانهان
گفت ؛ کار شرع کار درهم و دینار نیست

گفت ؛ از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم
گفت ؛ پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت ؛ آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت ؛ در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

گفت ؛ می بسیار خوردی ز آن چنین بیخود شدی
گفت ؛ ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

گفت  باید حد زند هشیار مردم مست را
گفت ؛ هشیار بیار اینجا کسی هشیار نیست

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر