شعر و ادبیات: شعر خاک بسرم از دهخدا

Translate

شعر خاک بسرم از دهخدا



خاک بسرم بچه بهوش آمده
بخواب ننه یکسر و دو گوش آمده

گریه نکن لولو میاد میخوره
گربه میاد بز بزی را میبره


اه اه ـ ننه چته؟ گشنمه
بترکی ! این همه خوردی کمه؟

چخ چخ سگه , نازی پیشی پیش پیش
لای لای جونم گلم باشی کیش کیش

از گشنگی ننه دارم جون میدم
گریه نکن فرا بهت نون میدم

ای وای ننه جونم داره در میره
گریه نکن دیزی داره سر میره

دستم ببین آخش چه طور یخ شده
تف تف جونم ببین ممه آخ شده

سرم چرا انقده چرخ میزنه
توی سرت شیپیشه جا میکنه

خ خ خ خ ـ جونم چت شد؟ هاق هاق
وای خاله چشماش چرا افتاد به طاق؟

آخ تنشم بیا ببین سرد شده
رنگش چرا ـ خاک بسرم زرد شده

وای بچه م رفت ز کف رود رود
مانده به من آه و اسف رود رود

اشاره با حکومت و مرد

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر