شعر و ادبیات: شعر زیبای تو ... از کامبیز میرزایی

Translate

شعر زیبای تو ... از کامبیز میرزایی



غروبای انتظارم تو چی بودی
یه سلام خشك و خالی . . .

شبای سوز و نیازم تو كی بودی
حجم خسته !

شونه های تو كجا بود
وقته گریه

نور چشمامو می دزدید،
تو كجای شب می موندی

وقتی قلبم خواب عاشقونه می دید . . .
وقتی غرق غصه بودم

قایقت كجای دریا پارو مینداخت
وقت آوارگی من

دستای تو
رو سر كی خونه می ساخت ؟

آی عزیزم آی عزیزم

تو میون موهای كدوم غریبه
پی بوی عشق آینده می گشتی

که من کهنه رو بخشیدی به دیروز
شبات از رنگ کدوم ستاره پر شد

که من شعله بدوشو کردی خاموش
حرمت اشک کی بود رو تب سینه ت

که منو سیل چشام خونه خراب کرد . . .
کی برات خاطره می ساخت
که منو کردی فراموش . . .

آی عزیزم آی عزیزم

دل ما رو خوب سوزوندی
باشه باشه باشه نامرد
ما رو روندی
اما اینجاشو نخوندی

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر