شعر و ادبیات: شعر امتحان از مریم حیدرزاده

Translate

شعر امتحان از مریم حیدرزاده



عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم
دوست دارم که ما یه جور از همدیگه جدا بشیم

فکر شو کردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم
بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشیم

هدف من و تو از حرفای زیبامون چیه
کاشکی تصمیم بگیریم با یکی آشنا بشیم

می دونی دیدم نمیشه من و تو با هم باشیم
هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم

ما دو تا اسیر همدیگه شدیم یه جور بد
کاش فراموش کنیم و از دست هم رها بشیم

دور شدیم از حرفای روزای آشناییمون
سخته اما بیا باز مث غریبه ها بشیم

ستاره خواستم بچینم دیگر دستم نرسید
ما باید نزدیکتر از این به ستاره ها بشیم

یه چیزی مث یه شک من و رها نمیکنه
بیا امشب من و تو غرقه ی دعا بشیم

فکرش و کردی دیگه خدا ما رو دوست نداره
بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم

خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی میگی
بیا به هر چی که بود تو شعر بی اعتنا بشیم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر