شعر و ادبیات: شعر خر مش رجب از محمدرضا عالی پیام

Translate

شعر خر مش رجب از محمدرضا عالی پیام



شنیدم که دزدی زبل نیمه شب
ربود از طویله خر مش رجب

رجب تا که شستش خبر دار شد
جهان پیش چشمش شب تار شد

درون طویله دو زانو نشست
زمین و زمان را دم فحش بست

یکی گفت تقصیر از آن توست
که قفل طویله نبستی درست

یکی گفت گیرید معمار را
بنا کرده کوتاه دیوار را

یکی گفت تقصیر از شحنه هاست
که هر روز بر پا چنین صحنه هاست

یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر
چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر

و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک
مسلم که آن دزد می زد به چاک

شنیدم که با غیض مشدی رجب
در آن بین می گفت : یاللعجب

که هر کس به نوعی ست در اشتباه
فقط دزد در این میان بی گناه

قلم دست هالو چو در کار شد
بدانید تاریخ تکرار شد

شنیدم که در حومه ی اصفهان
به شهری که نام خمینی بر آن

به دست گروهی از اشرار پست
حریم خصوصی مردم شکست

نه در شب، که در روز جمعی پلید
به دستان خود فاجعه آفرید

نه از چوب قانون هراسی به دل
نه از آدم و آدمیت خجل

شنیدم که فرمود شیخ الانام
نبودند زن ها علیه السلام

و آن دیگری گفت: از مرد و زن
همه مست بودند در انجمن

یکی گفت: آن جا به جای نماز
همه بوده مشغول آواز و ساز

یکی گفت : الحق که مردانشان
ز غیرت نبردند هرگز نشان

یکی از بزرگان صنف پلیس
چنین گفت با لحن رک و سلیس

که تحقیق کردیم بسیار زود
«حجاب زنان» مشکل کار بود

خلاصه همه بوده تقصیر کار
به جز آن تجاوز گر نابکار

کجایی ببینی عمو مش رجب
که ما خوش بتازیم ، دنده عقب

اگر در دهات تو خر می برند
در این خطه ناموس را می درند

جلو روی شوهر ، برادر، پدر
تجاوز نمایند بی دردسر

چرا این همه ظلم و هتک زنان
در املاک آقا امام زمان

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر