شعر و ادبیات: شعر بيشتر از تو از مریم حیدرزاده

Translate

شعر بيشتر از تو از مریم حیدرزاده



نمی گم عوض شدی نه تو هنوز مهربونی
حدسش و من زده بودم نمی خوای پیشم بمونی

روزای اول این عشق اشتیاقت تازه تر بود
حالا با صد التماسم واسه من شعر نمی خونی

بعضی وقتا اگه حرف و خبری جایی نباشه
نمی ری دیگه سراغ قصه های خودمونی

گفتی;تنها نامه من تو دست همه ست عزیزم
نامتو من بفرستم حالا به کدوم نشونی

بنویسم روی پاکت با یه تیکه یاد غربت
برسه به یه ستاره به یه عشق آسمونی

پشت پنجره نشستم واسه تو مینویسم
که شاید رد شه از اینجا سایه محو جنونی

یه روزی خوندم یه جایی از عزیز بی وفایی
واسه دوام یک عشق عاشق و باید برونی

بهترین جمله دنیا فکر کنم همینه زیبا
عمری دنبال تو بودم اونی که می خوام همونی

صبر و حو صله نداشتن عادت همه ست عزیزم
تو که نیستی مثل اونها تو خود رنگین کمونی

نه جواب نامت این نیس اون و بعدا مینویسم
که سلام گلدونا رو به گلاشون برسونی

گفتم این و بنویسم که دوست دارم عزیزم
بیشتر از تو می دونم من که تو اینو نمیدونی

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر