شعر و ادبیات: شعر من که ادعا نکردم از مریم حیدرزاده

Translate

شعر من که ادعا نکردم از مریم حیدرزاده



نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم
همه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم

عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی
واسه موندن تو اما بخدا دعا نکردم


واسه تو کلی نوشتم که یه جوری مبتلاشی
تقصیر منه که آخر تو رو مبتلا نکردم

توی کوچه رفاقت یه سلام جواب ندادم
تو دلم تویی اون و با کسی آشنا نکردم

می دونم دوسم نداری حتی قد یه قناری
اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نکردم

ما جایی قرار نداشتیم جز تو کوچه های رویا
این دفعه تو اومدی من به قرار وفا نکردم

زیر دین ناز چشمات عمر یه دارم می سوزم
تا خاکستری نشه دل دینمو ادا نکردم

اومدن واسه نصیحت به بهونه یه صحبت
عمرشون کلی تلف شد چون تو رو رها نکردم

راه آسمون که بسته س گرچه قلبامون شکسته س
تا بحال آنقدر خدا رو اینجوری صدا نکردم

تو من و گذاشتی رفتی خواستی من دیوونه ترشم
باورت نمی شه شاید آخه جون فدا نکردم

نا مه های عاشقونه با نشونه بی نشونه
اما از کسای دیگه س پس اونارو وا نکردم

یادته عکست و دادی بذارم تو قاب قلبم
بعد از اون روز دیگه هر گز به کسی نگاه نکردم

تو از اون روزی که رفتی نه تو رفتی که ببینی
تا قیامت هم تو رو من از خودم جدا نکردم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر