شعر و ادبیات: شعر آدمای ... از کامبیز میرزایی

Translate

شعر آدمای ... از کامبیز میرزایی




آدمای خوب سلام،
آدمای بد سلام،
آدمای رنگارنگ،
آدمای خوشگل و شاد و قشنگ،

آدمای كهنه پوش بی ریا،‌
آدمای با صفا،
آدمای بی وفا،‌

اونا كه قندونای نقره دارین،‌
اونا كه تو سفره ی مقوایی نون می ذارین،‌

آدمایی كه دل همو شكستین،‌
آدمایی كه پای هم ننشستین،

آدمای خوب سلام، آدمای بد سلام
آدمای خوب سلام، آدمای بد سلام

آدمایی كه سفیده روحتون اما سیاهین
آدمایی كه سیاهه دلاتون و مثل ماهین

آدمایی که سر وعده نموندین
دل آدمای دیگه رو سوزوندین

آدمای کاغذی، آدمای کاغذی
آدمای کاغذی، آدمای کاغذی

اونا كه ننگاتونو رنگ می كنین
پای دیگ رنگرزی

آدمای کاغذی، آدمای کاغذی
آدمای کاغذی، آدمای کاغذی

اونا که دروغ می بندین به همه
براتون دنیا کمه

اونا كه سیرین و از عالم و آدم می گیرین
كاسه ی گشنگی ی بچه ها رو نمی بینین

اونا که خسته این از اینهمه بی مروتی
آدمای بی کس و زار و مریض و پاپتی

اونا كه گرسنه می خوابین و آرزو دارین
اونا كه به چینای پیشونی حرمت می ذارین

اونا که عشقو به آسایش فروختین
اونا که تو شعله ی عاشقی سوختین

اونا كه خوب جوری مردمو شناختین
با همه خوب و بد آدما ساختین

آدمای خوب سلام، آدمای بد سلام
آدمای خوب سلام، آدمای بد سلام

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر