شعر و ادبیات: شعر مي خوام امشب از امید57

Translate

شعر مي خوام امشب از امید57



آمدم بازم برات شعر بخونم
اشکامو فدای چشمای قشنگت بکنم

می دونم شعرای من برات قشنگی نداره
چه کنم دل دیگه چیزی نداره

آمدم بهت بگم هنوز تو رو من دوست دارم
هنوزم عکساتو تو قاب روی طاقچه میزارم

آمدم بهت بگم صدات هنوز تو گوشمه
خوبیات نوازشات هنوز توی خاطرمه

می خوام امشب یک کمی با خدا درد و دل کنم
همه شعرامو فدای مهربونیات کنم

می خوام امشب تو سکوت به چشمای تو خیره شم
دلتو بدزدم و وارد شهر قصه شم

می خوام امشب با خودم تو رو تا ابرا ببرم
شاید اونجا بتونم عشقو تو قلبت بکارم

می خوام امشب تا سحر برای تو شعر بخونم
تا سحر برا سلامتی تو دعا کنم

می خوام امشب توی چت عشقت و فریاد بزنم
واسه بچه های اینجا عشقتو داد بزنم

می خوام امشب همه عالم و آدم بدونن
که چقدر دوست دارم همیشه پیشت میمونم

می خوام امشب تو رو سور پرایز کنم
هر چی که تو دل دارم امشب واسه تو رو کنم

می خوام امشب هیچ موقع تو زندگی یادت نره
هیچ موقع اسم منو از دفترت باد نبره

می خوام امشب خدا رو با گریه هام صدا کنم
آدما رو بیارم ابرا رو واسته کنم

می خوام امشب دیگه تا آخر عمر سحر نشه
خورشید نا مهربون اینورا آفتابی نشه

می خوام امشب تا سحر ستا ره ها رو جمع کنم
ابر تیره رو برم بر دارم و قایم کنم

می خوام امشب دیگه با تو تصفیه حساب کنم
یا دلم رو بگیرم یا دلتو اسیر کنم

می خوام امشب تو چشات آسمونو دید بزنم
مر غای عشقو که دارن رو هوا بال میزنن

می خوام امشب به تو من یک کمی درس عشق بدم
حروف الفباشو تو زندگیت نشون بدم

می خوام امشب تو رو از رفتن پشیمونت کنم
واسه موندن تو من از همه خواهش میکنم

می خوام امشب از غمها دوری کنم
توی ابرا با تو عشقبازی کنم

می خوام امشب بشینم ستاره ها رو بشمرم
از تو این ستاره ها مال خودم رو بچینم

می خوام امشب دیگه حرف مردمو گوش نکنم
راه عاشقی برم عشقو فراموش نکنم

می خوام امشب همه عالمو مهمونی بدم
به همه قلبای عاشق یک کمی خوبی بدم

می خوام امشب واسه تو هفت شهر عشقو بگذرم
دیو غم رو بکشم شادی رو آزادی بدم

امشب می خوام بعد از خدا
آدما رو صدا کنم

برای این دل اسیر
هر کاری باشه میکنم

امشب می خوام که از غمها تا می تونم دوری کنم
این دلو خندونش کنم یک کمی آزادش کنم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر