شعر و ادبیات: شعر بگذر از من از مریم حیدرزاده

Translate

شعر بگذر از من از مریم حیدرزاده



اگه راهم این روزا از تو یه کم دوره ببخش
توی زندگی آدم , یه وقتا مجبوره ببخش

بگذر از من اگه صبر و طاقتم , کافی نبود
عکس من تو قاب رویایی که می بافی نبود


بگذر از من اگه جمعه بود و باز دیر اومدم
شب واسه گفتن قصه ها با تاخیر اومدم

گل یکدونه گلدون بلور زندگی
چی دارم واست به جز یه عالمه شرمندگی

آرزوم همیشه این بوده که تو کسی بشی
سایه بود دل بی پناه بی کسی بشی

حالا که گذشته از من تو باید صاف بمونی
مث آینه شمدونای نقره شفاف بمونی

یک سبد , دعا و خوشبختی فردا مال تو
دس من بود که می گفتم , همه دنیا مال تو

تو بازم برو سراغ بازیا و نقاشی
نباید تو از حالا به فکر غصه ها باشی

برو زندگی را با مهربونی رنگ بزن
همه را با هر چی دوست داری , هماهنگ بزن

دوری مون و باز می ذاریم به حساب سرنوشت
انقدر خوبی که آخر , می دانم می ری بهشت

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر