شعر و ادبیات: پاسخ به شعر کوچه از هما میر افشار

Translate

پاسخ به شعر کوچه از هما میر افشار



بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده بخونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟


بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی

نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی
چون در خانه ببستم ،

دگر از پای نشستم ،
گوئیا زلزله آمد ،

گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من ؟
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدائی ؟

نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم .....

سراینده هما میر افشار

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر