شعر و ادبیات: شعر خدا قهره باهامون از شاعری ناشناس

Translate

شعر خدا قهره باهامون از شاعری ناشناس



تو کوچه های ايرون
برگای زرد خزون

نشسته رو دلامون
خدا قهره باهامون


گلهای ما تو گلدون
همه سر به گريبون

دلواپس و پريشون
خدا قهره باهامون

وقتی که رود کارون
غروب توی ايوون

برام نياره پيغووم
خدا قهره باهامون

اگه نبنديم پيمون
باهم نشيم همزبون

رها ز غصه هامون
خدا قهره باهامون

اگه شديم هراسون
دل و نديم خراسون

بهار نياد زمستون
خدا قهره باهامون

اگه نياد سحر جون
نشيم شاد و غزلخون

پر نکشيم آسمون
خدا قهره باهامون

چرا اين بغض پنهون
يلدای غم تو ايرون

يخ زده رو دلامون
خدا خدا خدا جون

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر