شعر و ادبیات: شعری زیبا از شاعری ناشناس در مورد عاشورا و تاسوعا

Translate

شعری زیبا از شاعری ناشناس در مورد عاشورا و تاسوعا



سر زخم جگر را باز كردیم
و شكوه با خدا آغاز كردیم
***
الها خلق تو غرق فسادند
مرید مردمانی نا مرادند
***
خدایا موبدانت مست مستند
مرید مردمانی زر پرستند


***
اگر حرف شما حرف خدا بود
 نیاز داغ و دشنه تان كجا بود؟
***
از آن روزی كه بار خویش بستید
سر شرع مبین را هم شكستید
***
اگر رندی ندای داد میداد
سر خود را به دست باد می داد
***
ز روز محشر آیا خوف دارید ؟
كه اینسان روی حق پا میگذارید ؟
***
ز شرب خمر شرعی باز مستید
كه در هرم ولایت ذوب هستید
***
شما را با مسلمانی چه كار است
كه روح دینتان دینار و دار است
***
چو در باغ غرور خویش خفتید
انا الحق را ز روی كفر گفتید
***
اساس مطلب دین عدل و داد است
ولی دین شما عین فساد است
***
بر روی مسند مولا نشستید
و با نا مردمی آن را شكستید
***
ز بس كه روضه ها با سكه خواندید
جوانان را ز بیت اله راندید
***
نگو ز آنجا كه كه موسی هست و طورا ست
مساجد را ببین كه سوت و كور است
***
شما كه خفته در برج حصیر اید
شه ام القری مسلمین اید
***
شما كه هر یكی جبل المتین اید
كتاب الله و عترت را ببینید
***
از این دو راه مردی یاد گیرید
شما كه در هوای خود اسیرید
***
كلام حق كلید گنج هستی است
نه مفتاح در دنیا پرستی است
***
محمد رحمت العالمین است
كجا پیك خشونت بر زمین است ؟
***
محمد پیك پاك رستگاری است
كجا آموزگار زر مداری است  ؟
***
محمد برترین معراج روح است
جمیع عیسی و موسی ونوح است ؟
***
و قرآن كه كتاب هادی ماست
همان تورات و انجیل و اوستاست
***
علی فرزند میزان و حدید است
كجا مولای این قوم پلید است  ؟
***
كس كه بی پناهان را پناه است
امیر المومنین روحی فدا است
***
علی كه حجت حق بر زمین بود
همیشه غمگسار مسلمین بود
***
ولی رسمی كه در اینجا رواج است
خراج و باج دین و تخت و تاج است
***
شما كه در خم یك كوچه هستید
كجا از خم عشق و عقل مستید
***
غلامان كمر بر بسته زر
شما و یاری آ ل پیمبر ؟
***
بگویم قصه آ ل عبا را
نجف را ،  كوفه را ، كرببلا را
***
یقینم گر كه اكنون كربلا بود
و فرزند علی بین شما بود
***
هزاران باره عشورا كه میگشت
سر ببریده اش بر نیزه می گشت
***
تكایا پر ز سب و شتم شمر است
كه از چه راه بر آ ل علی بست
***
ز بس كه وصف دشت نینوا شد
 به هر گوشه زنی ام البكا شد
***
ولی اینان كه خواهان تقاص اند
حسین و زینب اش را میشناسند ؟
***
خلایق این همه زنجیر زن چیست ؟
محرم ماه بر سر كوفتن نیست
***
قیامی كه حسین ابن علی كرد
خدا را در شهادت منجلی كرد
***
پیام آیا ز رنگ خون رسا تر
 كسی از پور زهرا اشنا تر ؟
***
محرم ماه خون است و قیام است
 چرا تیغ عدالت در نیام است ؟
***
زنان آن زن كه در دشت بلا بود
 دلاور دختر شیر خدا بود
***
زنی كه راهی كرببلا بود
 نه اهل اشك و زاری و رثا بود
***
زنان زینب سراسر خشم و عیظ است
زمانی كه حسینش سر به نیزه است
***
پیام آور عاشورا قیام است
 و زینب هم سفیر این پیام است
***
زنی كه دختر ام ابیهاست
 نمی گرید اگر مظلوم و تنهاست
***
به روی منبر خطبه چو رفتند
 فغان از جن و آدم بر گرفتند
***
كه ای خاكم به سر زینب چه تنهاست
به زیر سم اسب اهرمن ها ست
***
خطیب انگه خطابه خوب گوید
كه خود هم راه زینب را بپوید
***
سیه كار كه كاخ سبز دارد
كجا دل بر غم زینب سپارد  ؟
***
كسانی كه علی مولایشان نیست
توان شرح عاشورایشان نیست
***
خلایق روح دین در پشت پرده است
چه كس بهر شكاف پرده مرد است
***
نماز و روزه گر بر دین عماد است
ولی بنیاد هستی عدل و داد است
***
شنیدم پندی از فرزانه ای راد
 كه میگفت از خرابه های بیداد
***
كه ملك و مملكت با كفر شاید
ولی با زور و زر هرگز نپاید
***
مسلمانی كه او مولا ندارد
 بر او ترسم كه گمره ره سپارد
***
ولایت را به جانم می پذیرم
ولی من مست مینای غدیرم
***
ولی من علی آن شاه داد است
همان كه مادرش در كعبه زاده است
***
اگر ره پوی راه مرتضایید
 به   دنبال   ره   مولا   بیایید
***
ره مولا ره ایمان مطلق
 برای سركشی عصیان مطلق
***
همان مولا كه بیت المال را دید
برادر را به جز آتش نبخشید
***
همان مولا كه خیبر خوار او شد
كه چاهی حافظ الاسرار او شد
***
مسلمانان ره ما راه مردی ست
نه ذكر قل هو اللهی و حمدی ست
***
اگر شیطان نفس خویش كشتیم
هزار اقلیم دین را در نوشتیم
***
اگر بر سفره خالی نشستیم
شكوه روح استغنا ببینیم
***
اگر بر نفس سركش شاه باشیم
 بت افكن چون خلیل الله باشیم
***
اگر پروایمان تنها خدا بود
و دل از هرچه غیر او جدا بود
***
دگر از بادها پروایمان نیست
كه ما موجیم و یكجا جایمان نیست
***
اگر شعرم چو آتش شعله ور بود
ز زخم خون فشان در جگر بود
***
حدیث نفرت از بیداد گفتم
تمام   آنچه  با    فریاد   گفتم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر