شعر و ادبیات: داستان کوتاه و خنده آور طلبه تازه كار

Translate

داستان کوتاه و خنده آور طلبه تازه كار



یك طلبه ای تازه آخوند شده بود و برای اولین بار بایستی توی مسجدی روضه می خواند. از آنجایی كه خیلی ترسیده و عصبی شده بود، زبانش بند آمد و نتوانست حتی یك كلمه بیان كند.

یك آخوند كهنه كار كه آن صحنه را دید، سعی كرد كه همكار جدیدش را راهنمایی كند.

به او گفت دفعه بعد، قبل از روضه خوانی، چند قطره ویسكی توی یك لیوان آب بریز و بنوش تا ترست از بین برود.

طلبه هم جمعه بعدی همین كار را كرد و روضه خیلی گرم شد.

روز بعد نامه ای از طرف همان آخوندی كه نصیحت كرده بود به دست طلبه رسید. توی آن نوشته شده بود:

برادر جمعه بعدی چند قطره ویسكی توی یك لیوان آب بریز، نه چند قطره آب توی یك بطری ویسكی.

ضمناً مایلم بهت بگویم كه:

ـ لازم نیست عمامه ات را دور كمرت ببندی

ـ اینجوری عكس امام را جلوی مردم ماچ نكن، برات حرف در می آرند

ـ ده فرمان موسی واقعاً ۱۰ تا بودند، نه ۱۲ تا

ـ 12 تعداد امامان است، نه ۱۱ تا

ـ 11 نفر تعداد بازیكنان تیم فوتبال است و نفر دوازدهم داور نامیده می شود، نه امام زمان

ـ وقتی راجع به پیغمبر صحبت می كنی، بگو حضرت محمد و دوازده امام، نگو محمد و تیمش

ـ اسم یزید، واقعاً یزید بوده است، جلوی خواهران نگو اون مادر ............ه

ـ بن لادن اصلاً ربطی به ضربت خوردن حضرت علی نداشت و جورج بوش اصلاً در جنگ كربلا شركت نكرده بود

ـ عیسی تیرباران نشد، به صلیب كشیده شد

ـ پایتخت عراق، بغداد است، نه نیویورك

ـ گلاب برای خوش بو كردن است، نه برای خنك كردن عرقهای گردنت

ـ خرماهایی كه آنجا بود مزۀ ویسكی نبود

ـ گناهكاران به جهنم می روند، نه به قزوین

ـ اون پیرمردی كه با انگشت بهش اشاره كردی و گفتی اون بچه باز است، من بودم

ـ امام علی در هیچ مسابقات جهانی شمشیربازی شركت نكرد و هیچوقت قهرمان المپیك نبود. برای مردم خالی نبند

ـ عایشه زن پیغمبر بود، نه نوه اش

ـ حضرت محمد اینترنت نداشت. و آیه های قرآن توسط یاهو مسنجر به او وحی نمی شد

ـ روضه خوانی بصورت نشسته اجرا می شود. چرا روی قالی دراز كشیده بودی؟

ـ در پایان روضه خوانی، مردم را وادار كن كه صلوات بفرستند

ـ به آنها نگو گور پدر همتون.......

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر