شعر و ادبیات: شعری عاشقانه از شاعری ناشناس

Translate

شعری عاشقانه از شاعری ناشناس



دیگه خواستن یا نخواستن ، واسه من فرقی نداره
دیگه هیچی نمی تونه ، واسه من شادی بیاره

دیگه امروز نه بهاره ، نه واسم تازگی داره
حتی امروز ، حتی فردا ، دیگه معنایی نداره

وقتی تو هیچی نمی گی ، یعنی این آخر کاره
یعنی این سکوت مرگه ، واسه قلب پاره پاره

دیگه حرفام ، مثه شعرام ، پیش تو جایی نداره
دیگه قلبم می گه بسه ، که دیگه فایده نداره

میگه اشکام ، واسه چشمام ، تا ابد میخواد بباره
چون واست معنی نداره ، که به عشقم بگی آره

اگه امشب آسمونی ، شدی باز غرق ستاره
واسه من مثل سرابه که بیام پیشت دوباره

واسه من عین خیاله ، که ببینم یه ستاره
می دونی کاری نداره ، که بشی برام ستاره ؟

تا صدای گریه هام باز ، بشن آهنگ و ترانه
تا بگم تنت دوباره ، عطر عاشقانه داره

تا بشم مست و بمیرم ، واسه چشمات بی بهانه ...

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر