شعر و ادبیات: شعر دشمن از اردلان سرفراز

Translate

شعر دشمن از اردلان سرفراز

من خراب دل خویشم نه خراب کس دیگر
این منم انکه گشوده ست بمن تیغهء خنجر




دشمنم نیست منم اینکه تبر می زند از خشم
تا که از ریشه بیفتم به یکی ضربه دیگر


این همان لحظه تلخ است که به صحرا بزند عقل
عشق چون جغد کشد پر روی ویرانه باور

ناجوانمردترین همسفری ای من عاشق
هیچ راه سفری را نرساندیم به آخر

هرمصیبت که شد آغاز تو مرا بردی از آن راه
تو به هر در زدی انگشت و گذشتم من از آن در

آه ای دشمن من خسته از این جنگ و گریزم
سوختم آب شدم ازمن ویران شده بگذر

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر