شعر و ادبیات: شعر شرفنامه از دکتر مصطفی بادکوبه ای

Translate

شعر شرفنامه از دکتر مصطفی بادکوبه ای



بیا به بزم وطن شور و عشق بر پاكن
سبوی غم بشكن می به جام مینا كن

شراب پاك مغان نوش و در كمال ادب
دو جرعه نیز نثار ره اهورا كن


سرود پاكی و نیكی به گوش یار بخوان
و در بلوغ خرد، یادی از اوستا كن

بیاو زند بخوان تا سپیده با زرتشت
شكوه جلوه‌ی خورشید را تماشا كن

بگو كه نیك بیندیش و نیك كن گفتار
چو نیك شد همه كردار، شكر مزدا كن

بگو كه ملت ما سرفراز تاریخ است
و دشمنان وطن را خفیف و رسوا كن

پیام عز و وشرف را بخوان ز شهنامه
و رمز و راز شرفنامه را هویدا كن

نبسته دست ترا فتنه‌های چرخ بلند
مقام خویش در اوج حماسه پیدا كن

وطن كه خسته شد از آیه‌های مكتب غم
بیا و فارغش از گریه‌های بیجا كن

بیا و پهنه‌ی این خطه‌‌ی خدایی را
برای جشن خرد پیشگان مهیا كن

اگر چه گوش ستم از چرا گریزان است
بیا تمام سخن را چرا و آیا كن

چرا ز خون سیاوش برآمده ضحاك؟
بیا به علم و خرد حل این معما كن

تو قطره‌ای و منم قطره و وطن دریا
بیا و قطره‌ی جان را نثار دریا كن

به شوق دیدن فردای عشق و آزادی
به نور دانش امروز. فكر فردا كن

«امید» می‌چكد از ابر «اتحاد» بیا
و بوستان وطن را دوباره احیا كن

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر