شعر و ادبیات: شعر سبز بمان از دکتر مصطفی بادکوبه ای

Translate

شعر سبز بمان از دکتر مصطفی بادکوبه ای



گفتم ای عشق به سر سبزی جان سبز بمان
همره جان جهان،چرخ زنان، سبزبمان

رمضان آمده، گلبانگ نیایش بشنو
"به صفای دل سودازدگان" سبزبمان

عشق رسواتر از آن است که پنهان ماند
به طرب زایی آوای اذان،سبزبمان

تو بهشتی تر از آنی که به خون اندیشی
ای سرودت همه پیغام جنان ،سبزبمان

جاری نابی و جانبخش تر از آب حیات
زندگی را تویی آن روح وروان، سبزبمان

دین فروشی نبود مذهب ما دُرد کشان
دل کجا،دغدغه سود و زیان، سبزبمان

تا بهار از نگهت شور و طراوت گیرد
کوری دیده اصحاب خزان، سبزبمان

پهنه عشق کجا،کوچه بن بست ریا
آرشا، این تو و بازو و کمان، سبزبمان

تو نه چون واعظ شهری که سخن می بافد
بی نیاز است دل از شرح و بیان، سبزبمان

تا که میخانه، دغلخانه زاهد نشود
دست در دست دل پیر مغان، سبزبمان

بلبل دشت "امیدی" که ز جان می خوانی
تو کجا،زردی دشت خفقان، سبزبمان

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر