شعر و ادبیات: شعر مهمان يک شبه از اردلان سرفراز

Translate

شعر مهمان يک شبه از اردلان سرفراز



با یاد عزیزانم این قوم پریشانم
با زخم تن و جانم می آیم و گریانم

ازخانهء ویرانم با حسرت پنهانم
می آیم و می دانم من یکشبه مهمانم


گه یوسف تبعیدی درحسرت کنعانم
گه همنفس یعقوب آن پیر پریشانم

تا مرهم پیراهن بر زخم دو چشمانم
در دایرهء حسرت می چرخم و می خوانم

من یکشبه مهمانم من یک شبه مهمانم
ای هر نفست خورشید در ظلمت این تبعید

ای مرهم تو امید بر زخم تن و جانم
ای دست تو آسایش ای پاسخ هر خواهش

تو ساحل آرامش من موج پریشانم
آهنگ سفر کردم رو سوی تو آوردم

اما دل من آنجاست در جمع عزیزانم
بر من تو ببخش ای یار ای بخشش تو بسیار

شاید دگر این دیدار هرگز نشود تکرار
آهنگ سفر کردم رو سوی تو آوردم

اما دل من آنجاست در جمع عزیزانم درجمع عزیزانم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر