شعر و ادبیات: شعر پاینده ایران از دکتر مصطفی بادکوبه ای

Translate

شعر پاینده ایران از دکتر مصطفی بادکوبه ای



پاینده ایران واژه جاوید مهر ایت.
دلواژه ِ جانهای آگاه.
شیرین ترین شعر زمانه.
چون تابش نور اهورا جاودانه.
شعری که از جان آمده بر لب نشیند.
شعری که رنگ کهنگی هرگز نبیند.
پاینده ایران.


یعنی ندای جان یعنی سرود عشق.
یعنی ترا من میشناسم هموطن همخون!
یعنی که ما فرزند یک خاکیم .
یعنی که ما پیوند یک خونیم.
آزاده ی جان آگه نسل اهورا.
روح اشو زرتشت باجان هایمان پیوند ها دارد.
بر خاکمان اندیشه می بارد.
پاینده ایران یعنی که ما از دودمان کوروشیم ای دوست.
منشور آزادی زما برخاست.
پیغمبرآرامشیم ای دوست.
ضحاک اگر آمد.
امیدمان نسل فریدون هاست.
ر کوچه هامان کاوه ها.
در خانه هامان صد فرانک.
در مرزهامان روح آرش ها.
درقلب ها مهر وطن برجاست.
پاینده ایران.
همدلی با شاعر توس است.
آن کس که بعد ازقرن ها بانگ فرحبخشش.
درخواب دشمن عین کابوس است.
پاینده ایران پرچم وحدت فزای نسل آگاه است.
همچون درفش کاویان روشنگر راه است.
پاینده ایران با بلوچ و ترک و خوزستان هماهنگ است.
درگوش جان بختیاری هم خوش آهنگ است با کرد غیرتمند همرنگ است .
مازندران را می شناسد پیچیده بانگش در کویر لوت.
هرچند.
صحرای لوتش ظاهرا از خاک واز سنگ است.
این روزها.
آنگه که می گویی به من پاینده ایران را .
آوای بیداری است .فریاد بیزاری است.
بیزاری از نوتازیان تازش آورده.
اسلام و ایمان را سپر کرده.
تاریخ را زیر و زبر کرده.
آنان که از فردوسی و خیام بیزارند.
وز کاوه و بابک کین ها به جان دارند.
آنان که با یاد فلستینی عزادارند.
پاینده ایران یک سفر تا تخت جمشید است.
در گوش جان عاشقان پیغام خورشیداست.

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر