شعر و ادبیات: شعر شرح اين قصه شنو از دو لب دوخته ام از فرخی یزدی

Translate

شعر شرح اين قصه شنو از دو لب دوخته ام از فرخی یزدی

ای دموکرات بت با شرف نوع پرست
که طرفداری ما رنجبران خوی تو هست




اندر این دوره که قانون شکنی دلها خست
گر زهم مسلک خویشت خبری نیست به دست


شرح این قصه شنو از دو لب دوخته ام
تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام

ضیغم الدوله چو قانون شکنی پیشه نمود
از همان پیشه خود ریشه خود تیشه نمود

خون یک ملت غارت زده در شیشه نمود
نی ز وجدان خجل و نی ز حق اندیشه نمود

به گمانش که در امروز مجازاتی نیست
یا به فردا به این کرده مکافاتی نیست

تاخت در یزد چنان خنگ ستبدادی کرد
کز میان برد به یکبارگی آزادی کرد

کرد پامال ستم قریه و آبادی کرد
خواست تا جلوه دهد مسلک اجدادی را

ز آن که می گفت من از سلسله چنگیزم
بی سبب نیست که چنگیز صفت خونریزم

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر