شعر و ادبیات: شعر ای ایران از دکتر مصطفی بادکوبه ای

Translate

شعر ای ایران از دکتر مصطفی بادکوبه ای



بیا سرود وطن سر دهیم از دل و جان
به همنوایی آوای ماندگار «بنان»

بیا به دشت ادب، دشت شعر، دشت هنر
صلا دهیم سرود بلند ای ایران


بیا ز پرده‌ی عشاق، نغمه‌ای سازیم
كه شور عشق تراود ز واژه واژه آن

بیا درود فرستیم با تمام وجود
به روح خالقی آن زنده یاد شادروان

به او كه روح بلند حماسه را با «شور»
دمید در بدن این سرود جاویدان

كجاست باد صبا، تا پیام دل ببرد
به روح پاك «صبا» آن یگانه دوران

كه بنگر ای هنری مرد پاك میهن دوست
به بوستان هنر، جلوه‌های شاگردان

زشور تو است به حق این شرار موسیقی
كه خوش طنین فكند همچو نم‌نم باران

هزار پنجه شیرین، ز شور تو مستند
هزار پرده‌ی دل در نوای تو پنهان

الا، كه اوستاد هنر بودی و معلم عشق
الا تجسم احساس و مظهر عرفان

الا، كه وارث شیدایی «نكیسایی»
الا كه چنگ «باربدت» بوده در خم چوگان

چه نغمه‌ها و چه «گل‌های شاد» و «رنگارنگ»
چه گوشه‌ها چه ظرایف چه نازنین الحان

چه پرده‌های پریوش چه «مویه‌»های غریب
برآمدند به نورت ز پرده نسیان

اگر كه «مرغ سحر» همره «الهه ناز»
درون سینه ایرانیان بود مهمان

اگر صدای سه‌تار و كمانچه و ویلون
شدند همچو ندای لطیف نای شبان

زگوشه‌های اصیلی است كز تو زنده شدند
كه زنده باد ترا یاد در بسیط زمان

سخن دراز نشاید به بزم اهل هنر
كه نیست در بر اهل هنر سخن آسان

كنون به بزم هنر پروران، میهن دوست
پیام دل دهد اینگونه چامه را پایان:

به خاك پاك هنر پرورت خورم سوگند
تویی «امید» دل بیقرار ما «ایران

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر